تجزيه طلب؟ يا استقلال طلب؟
خانم هما روزبهاني
در فراخوان شما (ايران پروقرئسيو) براي جمع امضا در اعتراض به سخنان خانم جين هارمن نماينده دمكرات ايالت كاليفرنيا در واشنگتن در رابطه با كثرت ملي ٠قومي) ايران و لزوم استفاده جهان از آن در تعامل با ايران چند اشكال اساسي وجود دارد:
١- شما در اين نامه تان براي ناميدن هويت طلبان و برابري خواهان ملل غيرفارس ساكن در ايران اصطلاح مراكز امنيتي-اطلاعاتي جمهوري اسلامي ايران يعني "تجزيه طلب" را بكار برده ايد. كاربرد اين ادبيات از سوي شما شبهه همسوئي و همكاري شما با مراكز اطلاعاتي و امنيتي جمهوري اسلامي در مواجهه با ملل غيرفارس ساكن در ايران را ايجاد مي كند. حق جدائي ملل از بدنه يك كشور كثيرالملله در جوامع دمكراتيك و مدني، معمولا با نامهائي بدون بار اخلاقي مانند استقلال طلب ذكر مي شود و نه با ادبيات مراكز امنيتي و اطلاعاتي و با كلماتي مانند تجزيه طلبي
٢-علاوه بر آن تجزيه طلبي امري نسبي است چرا كه بسياري از ملل غيرمسلمان ساكن در ايران توسط مرزهاي سياسي امروز ايران بدو نيمه تقسيم شده اند و در نتيجه سرزمين و يا وطن آنها توسط اين مرزها تجزيه شده است. مانند آزربايجان و كردستان و بلوچستان و تركمنستان و الاحواز و.... بنابر اين اين هواداري از تماميت ارضي ايران است كه به معني دقيق كلمه تجزيه طلبي است زيرا حفظ تماميت ارضي ايران يعني ادامه تجزيه شدگي آزربايجان، كردستان، بلوچستان، تركمنستان، الاحواز و ...
٣-همچنين نبايد فراموش كرد كه بسياري از نيروهاي سياسي استقلال طلب منسوب به ملل غيرفارس ساكن در ايران خواهان اتحاد با نيمه جدا شده خود هستند (آزربايجان جنوبي با جمهوري آزربايجان، كردستان ايران با كردستان عراق، تركمنستان با جمهوري تركمنستان، بلوچستان ايران با بلوچستان پاكستان و ...) با اين وصف اين استقلال طلبان كه خواهان وحدت با نيمه ديگر خودند در واقع تماميت ارضي خواهان و وحدت طلبان واقعي مي باشند؛
٤-وانگاه، جدائي ملل ساكن در ايران از بدنه آن، بذاته امري اخلاقي نيست كه به آن بار ارزشي داده آن را خوب و يا بد شمرد. مساله جدائي ملل ساكن در يك كشور كثيرالملله امري سياسي است و صرفا مي تواند به لحاظ سياسي و از نظر طرفهاي درگير و يا متاثر از آن امري مفيد و يا مضر، شمرده شود. البته اين مضر و مفيد بودن هم بسته به شرايط داخلي و خارجي و زمان و ... مي تواند تغيير يابد.
٥-شما خانم جين هارمن را به بي اطلاعي در باره ايران متهم كرده ايد. اما از نوشته تان آشكار است كه اين خود شما هستيد كه در بي اطلاعي مطلق از شرايط كنوني و تاريخ معاصر ايران هستيد. مساله شونيسم فارسي-راسيسم آريائي و به موازات آن مساله ملل غيرفارس ساكن در ايران يكي از مهمترين بلكه اساسي ترين مشكلات ايران در سراسر قرن بيستم بوده و امروز نيز به اصلي ترين مشكل اين كشور تبديل شده است؛
٦-نامه شما چنان نوشته شده كه گويا در ايران جريان استقلال طلبي منسوب به ملل ساكن در اين كشور وجود ندارد. تا آنجا كه ما مي دانيم نه تنها اين جريان در داخل و خارج ايران وجود دارد، بلكه در ميان تمام ملل غيرفارس ساكن در ايران شامل تركهاي آزربايجاني، اعراب، كردها، تركمنها، بلوچها و حتي اخيرا در ميان لرها، گْيلكها و مازني ها در حال گسترش و سازمان دهي است.
٧-شما نامه خود را از سوي همه ايرانيان به قلم آورده ايد. شايد شما اگر نامه خود را از سوي هموطنان منسوب به قوم فارس مي نگاشتيد معقولتر و جديتر مي شد. ملل ساكن غيرفارس ساكن در ايران هر كدام داراي دهها و صدها شخصيت و نهاد و انجمن و حزب ويژه خود مي باشند كه در صورت لزوم مي توانند به نمايندگي از آنها در مورد مسائل و حوادث موضعگيري كنند. اما سخن گفتن هموطنان فارس به جاي ملل ترك و عرب و لر و كرد و بلوچ و تركمن و لار و گيلك و مازني و .... علاوه بر بي ادبي سياسي نشان از خامي و جهالت دارد.
٨-البته اين به آن معني نيست كه قوم فارس حق اظهار نظر در باره استقلال و ... ندارد. البته كه قوم فارس حق و صلاحيت آن را دارد اما عرصه كاربرد اين حق و صلاحيت در مورد منطقه فارس نشين كشور است و نه مناطق ملي ديگر. زيرا اصولا در يك كشور كثيرالملله مساله استقلال يك واحد ملي عموما از واحد ملي مربوطه پرسيده مي شود. به عنوان مثال اينكه كوسووائي ها خواهان استقلال اند و يا نه، امري است كه از كوسووائيها پرسيده شد و نه از يك ملت ديگر كه در اين مورد ملت حاكم صرب بود. در ايران نيز به لحاظ تئوريك تنها مرجعي كه براي تعيين سرنوشت مناطق ملي داخل در اين كشور مي تواند نخر دهد همان ملل ساكن در آن مناطق ملي اند و نه قوم فارس..
٩-شما در نامه خود از مطرح شدن مساله كثيرالملگي ايران در واشنگتن ابراز شگفتي و خشم كرده ايد. اين واكنش شما غير قابل درك است. زيرا امر شگفت انگيزي در آن وجود ندارد. مساله ملي در ايران به آنچنان ابعاد حادي رسيده است كه به يكي از اصلي ترين گفتمانهاي كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري در اين كشور تبديل شده است. بنابراين امري طبيعي تر از بحث و بررسي مساله ملل غيرفارس ساكن در ايران و موضعگيري نسبت به آن از سوي مراكز و نهادها و شخصيتهاي زيربط داخلي و خارجي وجود ندارد
بدين وسيله انتظار ميرود كه با مسائل كشور ايران آشنائي عميقتر و بهتري كسب كنيد. و اگر نيز مصر به بيان مواضع خود در رابطه با سخنان خانم جين هارمن هستيد، اين مواضع را با نام خود يعني افراد و نهادهايي منسوب به قوم فارس انجام دهيد و اكيدا از سخن راندن به نام تمام ايرانيها و بويژه ملل غيرفارس ساكن در آن و مخصوصا تركها اجتناب ورزيد
با احترامات فائقه.
مئهران باهارلي
--- On Sat, 5/16/09, Homa Roozbahani wrote:
From: Homa Roozbahani
Subject: `•¤°*°¤•´ IRANIANPROGRESSIVE `•¤°*°¤•´ اعتراض به سخنرانی "جین هارمن" پیرامون تجزیۀ ایران
To: IRANIANPROGRESSIVE@ yahoogroups. com
Date: Saturday, May 16, 2009, 11:00 PM
اعتراض به اظهارنظرات غیر مسئولانۀ خانم جین هارمن نمایندۀ دموکرات کالیفرنیا پیرامون تجزیۀ ایران
لطفا امضا کنید
ما ایرانیان درون و برون از کشور ایران توسط این طومار اعتراض خود را پیرامون اظهار نظر غیر مسئولانۀ خانم “جین هارمن” نمایندۀ دموکرت ایالت کالیفرنیا در کنگرۀ آمریکا در ارتباط با تجزیۀ ایران اعلام میداریم:
خانم “جین هارمن” در تاریخ 2009-03-05 در اجلاس سالیانه و یکهفته ای که در مرکز "مجمع عمومی ارتباطات آمریکا و اسرائیل" “AIPAC” در واشنگتن برگزار گردید ؛ در یک میز گرد رسمی راه حل گرفتاریهای جهانیان با دولت اسلامی ایران را ضمن گزینۀ نظامی ؛ در جدا ساختن فرهنگهای قبیله ای ایران پیشنهاد کردند!- ایشان با اشاره به کثرت قومها در ایران و تمایز فرهنگی شان با یکدیگر؛ جدائی اقوام از کل بدنۀ ایران ؛ به معنای تجزیۀ ایران را مطرح نمود.
این اظهار نظر غیر مسُولانۀ یکی از نمایندگان کالیفرنیا که با کف زدنهای چندین نمایندۀ –سناتور- و دیپلماتهای برجستۀ آمریکايی و اسراييلی و در حضورآقای شیمون پرز رئیس جمهوری اسرائیل؛در مقابل دوربینهای رسانه های مختلف بود ؛ بر قاطبۀ ایرانیان بسیار گران و تحقیر آمیز آمده وچنین توهمی را در ذهن آنان بوجود آورده که در یک چنین ا جلا س عمده و حائزاهمیتی که تصمیم گیرندگان و تعیین کنندگان خط مشی سیاسی حضور داشتند؛ چرا گفته های غیر مسُولانۀ این خانم ؛ به جای اعتراض؛ با تشویق و کف زدنهای حاضرین در جلسه روبرو شده است. و آیا چنین پیشنهاد خام و غیر مسُولانه با هدف و طرحی از پیش ساخته شده و با نیت از هم پاشیدن یک کشور با قدمت چند هزار سال سابقۀ تاریخی چون ایران نبوده است؟ و آیا به آغاز جنگهای داخلی و به جان هم انداختن اقوام ایرانی که براثر سی سال حکومت سراسر استبدادوشکنجه و دار و تازیانۀ طالبانهای ایرانی به ستوه آمده اند منجر نخواهد شد؟
از یک خانم سیاستمداری که برگزیدۀ آرای مردم است؛ بعید مینماید که با وجود چنین بی اطلاعی نسبت به روحیه؛ فرهنگ و سیاست منطقه به خود اجازه دهد چنان توصیه ها و پیشنهادهايی را بدهد که اگر از تئوری به عمل درآید؛ به دلایل بیشمار استراتزیکی و ژئوپولیتیکی ؛ کل منطقه رابه خاک و خون وآتش میکشد و دامنۀ این تخریب جهان را در خود خواهد بلعید.
با توجه به خشم و وحشت ایرانیان پیرامون این اظهار نظر و راه حل خانم جین هارمن در یک مجمع رسمی حائز اهمیت و تصمیم گیرنده – ما ایرانیان بدینوسیله از این خانم نماینده تقاضا ی تجدید نظر درباره چنان موضع خطرناک و تشنج زا را داشته و از ایشان میخواهیم با پوزش و عذر خواهی از طریق رسانه های عمومی از ایرانیان سلب سوء تفاهم نمایند.
این طومار پس از جمع آوری امضاء به همراه نظرات امضا ء کنندگان به مراکز زیر برای پیگیری و درخواست توضیح و پوزش از جانب خانم "جین هارمن" ارسا ل خواهد شد.
کنگرۀ آمریکا؛ سنای آمریکا؛ کاخ سفید؛ دفاتر خانم "جین هارمن"؛ سفارت اسرايیل در آمریکا؛ سفارت آمریکا در اسرايیل؛ رسانه های آمریکا و استانداری کالیفرنیا.
لطفا امضا کنید
Yazan- يازانmehran bahari-چولا-2:40 AM